
په ارو پا کی دمیشته افغانانو د تولنو فدراسیون
فدراسیون سازمانهای پناهندگان افغان در اروپا
Federation of Afghan Refugee Organizations in Europe
![]()
سالروزخروج ارتش شوروی ازافغانستان را با مکث
بردامنۀ مداخلات کنونی روسها تجلیل کنیم!
پانزدهم فبروری روزخروج جنرال گروموف آخرین سربازباصطلاح "قطعات محدود اتحادشوروی" بود که بتاریخ 27 دسمبر1979 غرض حفظ حکومت دستنشاندۀ تحت رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان واشغال سرزمین عقابهای بلندپروازداخل افغانستان شده بودند. عساکرروس بعد از تحمل تلفات زیاد، مفتضحانه شکست خورده وبا سر افگندگی رود آمو را دوباره عبورنمودند وبه بارکهای خود برگشتند. افتخاربرنده شدن درین جنگ نابرابر حق آن جانبازانیست که مبارزه بر علیه روسها را با دست خالی آغازکردند، با فروش اموال شخصی خوداسلحه خریدند، بیدریغ با اشغالگران جنگیدند وبقیۀ اسلحه خود را ازدشمن شکست خورده بزوربدست آوردند. افتخارشکست دادن ارتش روس حق آن مجاهدینیست که تقدس جنگ علیه اشغالگران را حفظ کردند، ازدرازکردن دست خویش نزد کاسبان نشسته در دفاترتنظیمها عارداشتنددوبه مداخلات استخبارات کشورهای همسایه درجنگ مقاومت ضد روسی با نفرت مینگریستند. اکثریت اشتراک کنندگان درجنگ مقاومت باعدم اشتراک درتقسیم کابل، تخریب کابل، و قتل عام مردم کابل در سالهای نود، دست ووجدان خود را منزه نگهداشتند. این مجاهدین گمنام که مبارزه علیه روسهای اشغالگرراوجیبه ملی ودینی خویش میدانستندهیچگاه ازنام جهاد بحیث وسیلۀ برای میلیونرشدن، گرفتن چوکی های بزرگ دولتی، غضب املاک دولتی، رشوه ستانی و امتیازطلبی سیاسی استفاده نکردند وفقر را بر تجارت بالای جهاد ترجیح دادند.
واما خروج ارتش سرخ بمعنی ختم حضور نظامی اتحاد شوروی در افغانستان نبود. دروزارتهای دفاع، امنیت دولتی وداخله حکومت پوشالی عدۀ کثیری ازنظامیان روس تحت عناوین مشاور ومتخصص سررشتۀ امور را بدست داشتند. کتب نوشته شده توسط سترجنرال محمود قارییف که در دوران بعد ازخروج قوا سرمشاوررییس جمهوردر امورنظامی بوده است، حکایتگرعمق ووسعت نفوذ نظامیان روس و ک.ج.ب در تصمیم گیری وجهت دهی کارقوای مسلح واستخبارات افغانستان بود. ازنوشته های قارییف چنین استنباط میگردد که "مشاورین" گماشته شده توسط وزارت دفاع شوروی برعلاوۀ اردو با جناح خلق ارتباط داشتند و "مشاورین" گماشته شده توسط ک.ج.ب برعلاوۀ وزارت امنیت دولتی رابط هردوفراکسیون جناح پرچم(جناح کارمل وجناح نجیب) با روسیه بودند. ازهمین مجرا بود که روسها قادر شدند پلان صلح ملل متحد را با تسلیمدهی عجولانۀ قدرت به تنظیمها ، ناکام سازند وافغانستان را دستخوش مصیبت بزرگی سازند که سلسلۀ آن تا اکنون ادامه دارد وپای 38 کشورجهان را بکشور ما کشانده است.
جمهوری فدراتیف روسیه در سالهای نود با حکومت ربانی مناسبات دوستانه برقرار نمود وکمک نظامی و اقتصادی روسها به بقایای این حکومت حتی بعد ازاستقرارسلطۀ طالبان در دوثلث افغانستان، کماکان ادامه داشت. دررژیم فعلی افغانستان، اعم ازجکومت وپارلمان، گروه ها وافراد دارندۀ سابقۀ وابستگی به روسها سهم بزرگی دارند. اکنون که پوتین بحیث تزارجدید خواب احیای مجدد امپراتوری را میبیند، آین افراد وگروه ها درهمکاری با هم ودر هماهنگی با گروه ها وعناصر وابسته به ایران خود را برای کسب قدرت ویا تجزیۀ افغانستان آماده میسازند. جریانات نا مرعی دسایس ضدافغانستان را گاه گاه حوادث معین آشکارمیسازد. حملۀ مسلحانۀ جنرال دوستم درهمراهی با لطیف پدرام بالای اکبر بای بمنظورمجبور ساختن اکبربای به همکاری در پلان قرادادن شمال در برابر مرکزوپشیبانی جبهه "ملی" ازعملکرد غیرقانونی وجنگسالارانۀ دوستم-پدرام گواه آنست که دسایسی درجریان شکل گرفتن است وبرای فهمیدن اینکه منبع این دسایس روسیه است، ضرور نیست انسان تحلیلگرامورسیاسی باشد. جای تعجب هم نیست که جمهوری فدراتیف روسیه اینبارشکل مداخلۀ نامرعی (clandestine) را انتخاب کرده است. این مارزخمی بیاد دارد که دشمنی علنی با مردم افغانستان کارعاقلانه نیست. ولی روسها فراموش کرده اند که ریکارد جنایات مهره های شان در افغانستان درحافظۀ تاریخ ثبت است واینها جایگاهی در میان ملت ندارند. ازبرکت پالیسی شازشکارانه کرزی، ادامۀ صدوربیشرمانۀ خرابکاران
توسط پاکستان واجندای دوگانه برخی قدرتهای بزرگ دخیل درقضایای افغانستان است که این مهره ها، همراه با مهره های عربستان سعودی، ایران، پاکستان وغیره بعوض چوکی متهم درپستهای مهم دولتی تکیه زده اند. تحولات اوضاع درین اواخرشکست پالیسی های سازشکارنه کرزی در امور بزرگ ملی (خلع سلاح، عدالت انتقالی، انتخابات، ساختاروتشکیلات ارگانهای ملی ومحلی امنیتی وقضایی) را بوضاحت نشان میدهند. نتیچۀ این پالیسی ها عبارت است ازفقدان ثبات سیاسی، ضعف وفساد بیسابقۀ حکومات مرکزی ومحلی ، پارلمان تحت کنترول جنگ سالاران،اقتصاد بی پایه ومطلقأ وابسته به موادمخدره وکمک خارچی وبلاخره فقر، بیکاری وبی عدالتی برای اکثریت نفوس کشور. هرگاه این پالیسی ها ادامه یابد برعمق وشدت بحران موجود خواهد افزود. امیدواریم موسسۀ ملل متحد متوجه این خطرگردیده با اقدامات مقتضی اشتباهات گذشتۀ خود را، قبل از آنکه دیر شود، اصلاح کند. بهرصورت مردم افغانستان قادر است مشقات این دوره را همچون صد ها آزمون تاریخی دیگرمؤفقانه بگذراند وآنگاه با کنارزدن ومحاکمۀ مسوولین جنایات سه دهۀ اخیرراه تفاهم وتساند واقعی ملی، ترقی اجتماعی، آزادی فردی واجتماعی واستقلال کامل کشوررا در پیش گیرد.
کمیتۀ حقوق بشر FAROE
FAROE, Postbus 707, 2300 AS, Leiden, NL www.afghandiaspora.org, FAROE@afghandiaspora.org